سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
بهمن 1388 - ایـــــــران آزاد
   ایران آزاد

آباد باش اي ايران ................آزاد باش اي ايران


تحقیقات نشان می‌دهد؛ ادای به موقع نماز صبح و بیدار شدن از خواب طولانی مدت به ویژه در حوالی صبح می‌تواند در پیشگیری از بیماری‌های قلبی عروقی موثر باشد.
دکتر مهرداد فخرالدینی متخصص قلب و عروق در گفت وگو با ایسنا واحد علوم پزشکی ایران گفت: با توجه به این که حملات قلبی به خصوص سکته‌های قلبی در اوایل صبح بیشتر اتفاق می‌افتند و در این زمان غلظت خون به حداکثر رسیده، فشار خون و فاکتورهای لخته شدن خون در رگ‌ها در بیشترین میزان آن است، بنابراین بیدار شدن در این زمان می‌تواند به کنترل و تنظیم گردش خون و کارکرد قلب کمک کند.
وی در ادامه ضمن بیان اینکه گرفتگی قلب و حملات قلبی از خطرناک‌ترین بیماری‌هاست و عامل اصلی تصلب شرائین و انسداد شاهرگ‌ها خواب طولانی مدت در شبانه روز است، افزود: ادای نماز صبح به دلیل همزمانی آن با اوایل صبح و همچنین ایجاد آرامش روحی در افراد در کاهش فاکتورهای خطر حملات قلبی موثر است.
وی افزود: علاوه بر این فاکتور، در فصل زمستان نیز به دلیل تاثیر سرما، افزایش گرفتگی عروق و حملات قلبی بیشتر دیده می‌شود.
دکتر فخرالدینی خاطرنشان کرد: بنابراین نماز به موقع در هنگام صبح و بیدار شدن در اوایل صبح به جلوگیری از سکته‌های قلبی کمک کرده و نقش موثری در فعالیت هورمون‌ها، سلول‌ها و در نتیجه تنظیم گردش خون دارد.


 چهارشنبه 28/11/88 ساعت  9:34 صبح  توسط منصور 
  شماره تماس من 09369665162()

پیرمردی صبح زود از خانه‌اش خارج شد. در راه با یک ماشین تصادف کرد و آسیب دید. عابرانی که رد می‌شدند به سرعت او را به اولین درمانگاه رساندند. پرستاران ابتدا زخمهای پیرمرد را پانسمان کردند سپس به او گفتند: باید ازتو عکسبرداری شود تا جایی از بدنت آسیب ندیده باشد. پیرمرد غمگین شد و گفت عجله دارد و نیازی به عکسبرداری نیست. پرستاران از او دلیلش را پرسیدند.
پیرمرد گفت....
زنم در خانه سالمندان است. هر صبح آنجا می‌روم و صبحانه را با او می‌خورم. نمی‌خواهم دیر شود!
پرستاری به او گفت: خودمان به او خبر می‌دهیم. پیرمرد با اندوه گفت: خیلی متأسفم. او آلزایمر دارد. چیزی را متوجه نخواهد شد! حتی مرا هم نمی‌شناسد!
پرستار با حیرت گفت: وقتی که نمی داند شما چه کسی هستید، چرا هر روز صبح برای صرف صبحانه پیش او می‌روید؟ پیرمرد با صدایی گرفته، به آرامی گفت: اما من که می‌دانم او چه کسی است...!


 یکشنبه 25/11/88 ساعت  9:29 صبح  توسط منصور 
  شماره تماس من 09369665162()

بهمن خونین جاویدان   تا ابد زنده بادا قرآن


بهمن خونین جاویدان   تا ابد زنده بادا ایران



فرا رسیدن 22 بهمن و سی و یکمین سالروز پیروزی اسلام بر حکومت 2500 ساله شاهنشاهی ، برافراشته شدن پرچم اسلام و ریشه کن شدن رژیم ستمشاهی ، بر تمام دولت ها و ملت های آزاد جهان مبارک باد.


به این مناسبت فرخنده ، سر به سجده شکر گذاشته و فردا را همچون هر سال ، با شکوهی عظیم تر از پیش ، به استقبال حکومت اسلامی خویش راهی خیابان خواهیم شد تا با اعلام همبستگی و حمایت خود از این پیشامد شیرین ، دست کودتاچیان و مزدوران را قطع چشم امید آمریکا و اسرائیل و مستکبران جهان را به سوی نا امیدی سوق دهیم .


همه باهم در این روز بزرگ شرکت نموده و حمایت قاطع خود را از دولت و انقلاب اسلامی اعلام می نمائیم.


 چهارشنبه 21/11/88 ساعت  9:56 صبح  توسط منصور 
  شماره تماس من 09369665162()

لحظه ای که در یکی از اتاق های بیمارستان بستری شده بودم، زن و شوهری در تخت روبروی من مناقشه ی بی پایانی را ادامه می دادند. زن می خواست از بیمارستان مرخص شود و شوهرش می خواست او همان جا بماند.


 از حرف های پرستارها متوجه شدم که زن یک تومور دارد و حالش بسیار وخیم است.در بین مناقشه این دو نفر کم کم با وضیعت زندگی آنها آشنا شدم. یک خانواده روستائی ساده بودند با دو بچه. دختری که سال گذشته وارد دانشگاه شده و یک پسر که در دبیرستان درس می خواند و تمام ثروتشان یک مزرعه کوچک، شش گوسفند و یک گاو است. در راهروی بیمارستان یک تلفن همگانی بود و هر شب مرد از این تلفن به خانه شان زنگ می زد. صدای مرد خیلی بلند بود و با آن که در اتاق بیماران بسته بود، اما صدایش به وضوح شنیده می شد. موضوع همیشگی مکالمه تلفنی مرد با پسرش هیچ فرقی نمی کرد :گاو و گوسفند ها را برای چرا بردید؟ وقتی بیرون می روید، یادتان نرود در خانه را ببندید. درس ها چطور است؟ نگران ما نباشید. حال مادر دارد بهتر می شود. بزودی برمی گردیم...


  چند روز بعد پزشک ها اتاق عمل را برای انجام عمل جراحی زن آماده کردند. زن پیش از آنکه وارد اتاق عمل شود ناگهان دست مرد را گرفت و درحالی که گریه می کرد گفت: « اگر برنگشتم، مواظب خودت و بچه ها باش.» مرد با لحنی مطمئن و دلداری دهنده حرفش را قطع کرد و گفت: «این قدر پرچانگی نکن.» اما من احساس کردم که چهره اش کمی درهم رفت. بعد از گذشت ده ساعت که زیرسیگاری جلوی مرد پر از ته سیگار شده بود، پرستاران، زن بی حس و حرکت را به اتاق رساندند. عمل جراحی با موفقیت انجام شده بود. مرد از خوشحالی سر از پا نمی شناخت و وقتی همه چیز روبراه شد، بیرون رفت و شب دیروقت به بیمارستان برگشت. مرد آن شب مثل شب های گذشته به خانه زنگ نزد. فقط در کنار تخت همسرش نشست و غرق تماشای او شد که هنوز بی هوش بود. صبح روز بعد زن به هوش آمد. با آن که هنوز نمی توانست حرف بزند، اما وضعیتش خوب بود. از اولین روزی که ماسک اکسیژنش را برداشتند، دوباره جر و بحث زن و شوهر شروع شد. زن می خواست از بیمارستان مرخص بشود و مرد می خواست او همان جا بماند. همه چیز مثل گذشته ادامه پیدا کرد. هر شب، مرد به خانه زنگ می زد. همان صدای بلند و همان حرف هایی که تکرار می شد. روزی در راهرو قدم می زدم. وقتی از کنار مرد می گذشتم داشت می گفت: گاو و گوسفندها چطورند؟ یادتان نرود به آنها برسید. حال مادر به زودی خوب می شود و ما برمی گردیم.


 یک بار اتفاقی نگاهم به او افتاد و ناگهان با تعجب دیدم که اصلا کارتی در داخل تلفن همگانی نیست. مرد درحالی که اشاره می کرد ساکت بمانم، حرفش را ادامه داد تا این که مکالمه تمام شد. بعد آهسته به من گفت: خواهش می کنم به همسرم چیزی نگو. گاو و گوسفندها را قبلا برای هزینه عمل جراحیش فروخته ام. برای این که نگران آینده مان نشود، وانمود می کنم که دارم با تلفن حرف می زنم.


   در آن لحظه متوجه شدم که این تلفن برای خانه نبود، بلکه برای همسرش بود که بیمار روی تخت خوابیده بود. از رفتار این زن و شوهر و عشق مخصوصی که بین شان بود، تکان خوردم. عشقی حقیقی که نیازی به بازی های رمانتیک و گل سرخ و سوگند خوردن و ابراز تعهد و شمع روشن کردن و کادو پیچی و از اینجور جفنگ بازیها نداشت، اما قلب دو نفر را گرم می کرد


 


با تشکر از مهندس ضرغام قنواتیان که این ماجرا را ارسال نموده


 


 چهارشنبه 14/11/88 ساعت  9:17 صبح  توسط منصور 
  شماره تماس من 09369665162()

آدم باید وجدانشو در نظر بگیره   آدم باید وجدانشو در نظر بگیره   


    آدم باید وجدانشو در نظر بگیره    آدم باید وجدانشو در نظر بگیره   


        آدم باید وجدانشو در نظر بگیره    آدم باید وجدانشو در نظر بگیره    


    آدم باید وجدانشو در نظر بگیره    آدم باید وجدانشو در نظر بگیره   


آدم باید وجدانشو در نظر بگیره    آدم باید وجدانشو در نظر بگیره    


آدمـــــــــــ بایــــــــد وجدانشــــــــو در نظـــر بگیــــره


 دوشنبه 12/11/88 ساعت  12:9 صبح  توسط منصور 
  شماره تماس من 09369665162()

سری به نیزه بلند است در برابر زینب      خدا کند که نباشد که سر برادر زینب


و او با اهل و و مال و عیال خود ، کوفه را ، رها می کند تا بیت الله الحرام را درک نماید . اما چون به آنجا درآمد ، با حجی نا تمام به سوی مسلخ عشق روانه می شود .


می آمد تا قصه نا تمام کربلا را که جدش فرموده بود ، تمام کند و حادثه ای عظیم را بیافریند.....


اما انگار که او باید همه چیز را بداند و ببیند و تحمل کند .


او می دانست که می آید و آمد ........


او می دانست که چه می شود و شد ........


او می دانست که باید ستمهای اسارت خویشان را ببیند و دید ........


خدایا !


او آمد تا به دست آنانی که از حافظین و قائمین نماز میانه ( حافظوا علی الصلوه و الصلوات الوسطی ) بودند ، ابدی گردد. و آمد و در راه تو با خون خود ، عشقبازی کند .


از خون خویش مرکبی ساخت و با قلم ایمانش ، تابلو عاشورائیان را ترسیم کرد و آن را در منظر حیرت زدگان دنیا قرار داد.


خدایا !


حسین آمد و می دانست که چه می شود  و شد آنچه را که می دانست .


و از بالای نیزه ، زینب را میدید با پهلوئی شکسته و کمری خمیده و بازوانی زار که چون زهرائی دیگر را شده بود و او بر این واقعه بر روی نیزه ، به اشک شرم میگریست .


ودید که سجادش را به غل و زنجیر به یک سر و بهترین عزیزانش را در همان غل به سر دیگر ، که چون یکی از پیش می افتاد ، همه را در کام  خود می کشید و مانده ام که چگونه در این واقعه ، همه کون و مکان ، خود را برای نثار در راه حسین آماده میکردند اما تازیانه ها همچنان بر اهل بیت او فرود می آمدند .


لاندبن لک صباحا و مساءا و لابکین لک بدل الدموع دما


روزها و شبها بر تو ناله میکنم و چون اشکم تمام شود ، بر تو خون می گریم .


و این را فرزندش مهدی ، در رثای آن والا مقام سروده بود .


خدایا!


کاش به هنگامی که سر آن بزرگوار بر روی آن نیزه می بود ، چشمان حضرتش را بسته بودند تا نبیند ستمها را ، نبیند ظلمها را ، نبیند خونها را ، تشنگیها و چه و چه و همه آن مصیبتها را .......


خدایا !


من در این مانده ام که تو چگونه صبر کردی و همواره این را در دل می سرایم که:


عجب صبری خدا دارد


........


 جمعه 9/11/88 ساعت  2:30 صبح  توسط منصور 
  شماره تماس من 09369665162()

بعضیا فک میکنن که مرگ و زندگی همینطوری الکی الکی اتفاق میوفته .


فک میکنن که .......


حالا دقیقا یادم نیس که جی میخواستم بنویسم . آخه صبح زود ساعت شش و نیم کهمیخواستم برم سرکار ، یه ماجرائی توجه منو به خودش جلب کرد .


هوا بارونی بود و میدونید دیگه مژکه تو هوای بارونی ، مهمونای ناخونده مون (قورباغه ها) ژیداشون میشه.


آقا ، یه قورباغه اومده بود وسط جاده . با خودم فک کردم ، حساب کردم که اگه کمی دیگه جلوتر بره ، ماشین ها لهش میکنن . اونوقت دیدن جنازه له شده اش حالمو به هم میزنه .


تصمیم گرفتم که یه جوری بهش کمک کنم و مانع از ورودش به وسط خیابون بشم و با پا هلش بدم توجوی آب .


همینکه حرکت کردم برم سمتش ، یهو سرویس مون جلوم توقف کرد . باید سوار میشدم . فرصتی هم برام نمونده بود . برا همین با خودم فک کردم ؛ حتما اجل قورباغهه رسیده و نمیشه از مرگ نجاتش داد . واسه همینم سوار سرویس شدم و دیگه هم سراغ اون قورباغه خوشبخت یا بدبخت نرفتم.


یه احساس عجیبی بهم دست داد که حرف از نظم جهان میزد . نظمی که همه دنیا رو اداره میکنه و هیچ حکمتی بالاتر از اون نمیتونه وجود داشته باشه که بتونه حیات و ممات بیش از چند میلیون نوع جاندار و بی جان رو کنترل کنه .


ژس به خدا آفرین گفتم و به درگاهش پناه بردم و دست به استغفار بالا بردم که:


الهی العفو.......


 سه شنبه 6/11/88 ساعت  1:11 صبح  توسط منصور 
  شماره تماس من 09369665162()

مدتیه که برنامه هدفمند کردن یارانه ها بدجوری مردم رو به جنب و جوش انداخته .


پس از اینکه برنامه هدفمند سازی کلید خورد ، طرح جمع آوری اطلاعات خانوارها شروع شد و هرکسی به پایانه های آمار مراجعه میکرد و فرمهای خود اظهاری رو تحویل میداد .


 این فرمها که بر اساس اطلاعات افراد ثبت شده ، در سیستم آماری کشور هم به همون شکل ثبت میشه .


حالا سازمان آمار اعلام کرده که طریقه پرداخت یارانه ها به دهک های جامعه مشخص شده و هر کی میخواد بدونه که تو کدوم دهک جای گرفته میتونه شماره ملی شخودشو به مرکز پیام شماره 300000 پیامک کنه تا بتونه گروه خودشو بدونه .


بعضیا تو خوشه یک و بعضیا تو خوشه دو و بعضیا هم تو خوشه سه قرار میگیرن .


بر اساس برنامه ای که دولت دهم برنامه ریزی کرده ظاهرا قرار به خوشه های اول و دوم ، یارانه پرداخت بشه اما به خوشه سوم چیزی پرداخت نمیشه .


حالا جالب اینجاست اونائیکه خودشون اطلاعاتشونو وارد کردن و الان در خوشه سه قرار گرفتن ، نسبت به قرار گرفتنشون تو این خوشه اعتراض دارن ولی خب باز هم دولت طی یه برنامه زمانبدی شده دیگه به معترضین فرصت داده تا بتونن اعتراضشونو وارد کنن.


به همین خاطر سایت آمار رو معرفی کردن تا اونهائی که به نتیجه حاصله اعتراض دارن بتونن با وارد کردن کد رهگیری ای که موقع تحویل دادن فرمهاشون دریافت کردن و ارائه کد ملی سرپرست خانوار و یه کد دیگه که خود سایت ارائه میده ، وارد صفحه شخصی آماری شون بشن و یا گفته هاشون رو تائید کنن و یا اینکه به رای صادره اعتراض کنن .


لذا عزیزانیکه تمایل دارند از وضعیت طبقه بندی شون واسه دریافت یا عدم دریافت یارانه ها مطلع بشن ، باید به آدرس زیر مراجعه کنن .


http://w3.amar.org.ir/


بعد از اینکه به این آدرس وارد شدید ، بر روی قسمت  زیر کلیک کنید و وارد صفحه بشید.


صفحه ورود به سامانه اطلاع رسانی نتایج طرح جمع آوری اطلاعات اقتصادی خانوارهای کشور


در این صفحه با ارائه مشخصات که همون کد رهگیری و شماره ملی سرپرست خانوار و کد نمایش داده شده اس ، میتونین وارد صفحه اصلی بشین و تائید یا اعتراض خودتونو اعلام کرده ، ثبت کنین و از صفحه هارج بشین .


ما که تو خوشه دو قرار گرفتیم و به این معنیه که یارانه بهمون تعلق میگیره . البته به شرطی که دوباره مسئله دیگه ای مطرح نشه و چیز دیگه ای ازمون نخوان .


حالا تا ببینیم چی میشه و این ماجرای هدفمند کردن یارانه ها به کجا کشیده میشه چون خیلی سروصدا به پا کرده . امیدوارم که طوری اجرا بشه که واسه مردم دردسر و گرفتاری درست نکنه واوضاع مردم از اینی که هست بدتر نشه .


انشالله


 یکشنبه 4/11/88 ساعت  11:25 عصر  توسط منصور 
  شماره تماس من 09369665162()

در این صفحات اختصاصی که به تازگی از طرف مدیران محترم پارسی بلاگ گذاشته شده ، شما میتوانید تمام نوشته هائی را که برای نگارششان نیاز به شلوغ ننمودن سایت یا وبلاگ خود نداشته باشید ، پس از نوشتن در صفحات اختصاصی ، بصورت لینک برای استفاده کاربران به نمایش بگذارید.


در زیر من دولینک را که هر کدام با مضامین مختلف است را در صفحات اختصاصی ویراش نموده ام که بصورت لینک برایتان گذاشته . امیدوارم که بتونین ازشون استفاده کنین .


1. خواب که در مورد خوابی هستش که چن شب پیش در مورد جنگ دیدم و خوندنش خالی از لطف نیست :


 


http://iranazad.parsiblog.com/Pages/khab/


 


2. امام از شام که در مورد برنامه های برگزار شده و در حال برگزاری هیئت محبان اهل بیت عصمت و طهارت شهرستان شادگان ، نگارش و تایپ شده که از دید شما می گذرد :


 


http://iranazad.parsiblog.com/Pages/sham/


 


التماس دعاء


یا حسین


 پنج شنبه 1/11/88 ساعت  1:29 صبح  توسط منصور 
  شماره تماس من 09369665162()


تمام مطالب
وصال
کتاب الکترونیکی پیام
آخرین و اولین پست
1391
تمام شد
وا مهدیا....
مادر مادر
غربت بقیع
غم دنیا
مادر
[عناوین آرشیوشده]
< classid="clsid:D27CD

B6E-AE6D-11CF-96B8-

444553540000" id="ob

j1"codebase="http://d

ownload.macromedia.c

om/pub/shockwave/ca

bs/flash/swflash.cab"

border="0" style="wid

th: 150px; height: 30p

x">

</>