سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
بهمن 90 - ایـــــــران آزاد
   ایران آزاد

آباد باش اي ايران ................آزاد باش اي ايران

   1   2      >

می دونی چرا عصر جمعه دلگیره


دوتا روایت هست


بعضیا می گن عصر جمعه که میشه پرونده اعمال ما رو ی برن خدمت آقا امام عصر


خوش بحال اونی که آقا پای پرونده شو امضاء کنه و لبخندی رو بر لبان آقا بنشونه ولی..


ولی بعضی پرونده هام هستن که آقا با دیدنشون ناراحت میشه و گریه می کنه


مث پرونده من



اما بعضیای دیگه چیزائی دیگه میگن


میگن عصر جمعه که میشه و ظهور محقق نمیشه ، روز خود بخود دلگیر میشه و دنیا غمگین میشه


چون یه جمعه دیگه غروب کرده و خبری از مولا نمی شه


البته هر دوش درسته


ولی ....ولی می دونی چقدر خودمو ساختم تا بتونم یه پرونده خوب دست آقا برسونم


اما کمی مضطرب و نگرانم ...می ترسم


می ترسم نکنه تو این هفته دل کسی رو شکسته باشم ...به کسی بدی کرده باشم


نکند لاله ای زمن با غشد غمگین...نکند ناله ای زمن افتد سنگین


نکند مولا به آه گریه کند بلنـــــــد...نکند واله ای زمن افتد رنگین


نکند گنهم مرا خوار کنـــــــــــــــد...نکند ژاله ای شود زمن شرمگین


نکند ....نکند....نکند....


اما جمله ای که میخوام بگم اینه:


جمعه ها که غروب میشه ، پرونده ظهور هم بسته میشه...


 شنبه 29/11/90 ساعت  12:37 صبح  توسط منصور 
  شماره تماس من 09369665162()

این جمعه ام سرآمد اما گلم نیامد


ای وای بر دل من ای وای بر دل من


 



امروزم نیز سرآمد و خورشید جمعه ای دیگر به غروب نشست اما خبر از گل یاسم نشد


شمار جمعه ها از دست برون رفته


نمیدانم چند تا جمعه


یکی دوتا سه تا ...نمیدانم


ولی هنوز نا امید نشده ام


جمعه دیگر را هم به انتظار می نشینم


شاید جرگه دعاهایمان پر نشده . اما هرچه هست هنوز لایق دیدار مولا نیستیم


البته نیستیم را نمی دانم ولی نیستم را خوب میدانم


 چون مطمئن نیستم که دیگران چون من آنقدر خطا در اعمالشان باشد که فرزند فاطمه از آنها نیز رویگردان باشد


آنقدر بر خود می بالیدم که چون او بیاید ، مر در زمره بهترین یارانش می شوم


می دانی از چه می ترسم


می ترسم که به عاقبت شیطان گرفتار شوم


شنیده ای که شیطان در عرش برای خود منبری از نور داشت که فرشتگان برای شنیدن خطابه هایش به صف می شدند


و شنیده ای که او می گفت آنچه را که از گمراهی عابدی از عبادالله پدید خواهد آمد


غرورش کفاف این را نداد تا به خود بنگرد که آیا این فرد که خواهد بود


و خود از جرگه بهترینها به زمره بدترین ها رهنمون شد


می ترسم ندای یابن الحسن امروز من ، پرده ای بر چشمنان درونی ام افکند و غروری برایم مهیا کند آن سرش نا پیدا


غروری که فردا در مقابل مولایم قرار بگیرم


خداوند آن روز را برایم نیاورد ...بمیرم و آن روز را نبینم


مولا


بیا و دست عنایتت را بر قلب بیمارم مسح کن


بیا تا با خاک کف پایت تیمم نماز عشق کنم و به سوی معبود دو رکعت خالصانه نماز کنم


مولا بیا که دیگر توانی در من نمانده   می ترسم نیائی و همین عشق ناچیزم هم مرا به ورطه گمراهی کشاند


مولا


من برای ظهورت دعا می کنم   تو هم برای حضورم دعا کن


اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و سهل له المخرج و اوسع له المنهج و اقتل به الکفار و المنافقین و جمیع الملحدین حیث کانوا من مشارق الارض و مغاربها و سهلها و جبله و برها و بحرها و املاء به الارض عدلا و قسطا کما ملئت ظلما و جورا انک علی کل شی ء قدیر


اللهم بلغه سلامی و صلواتی و اجعلنی من احبائه و انصاره و اعوانه و اشیاعه و من المستشهدین بین یدیه و تحت لوائه


به فاطمه و ابیها و بعلها و ابیها و به صدر الحسین یا الله


 


 جمعه 28/11/90 ساعت  7:12 عصر  توسط منصور 
  شماره تماس من 09369665162()


نمی دانم امروز مرا چه شده است


انگار امروز پر از خدا شده ام


هوای گریه دارم


احساس نزدیکی دارم


گویا خدا مرا به نزدیک تر از حال کنونم خوانده است


لذت مناجاتی مرا در بر گرفته که تا به حال آن را تجربه نکرده بودم


با هر فرازی که می شنوم ستون بدن من به لرزه در می آید


بازوانم شل می شود و شانه هایم تکان تکان میخورد و قطره اشکی میهمان چشمانم می شود


خدایا مگر چه شده است


من بنده بدی بوده و هستم   چه شده که اینگونه هوای کوی تو را کرده ام .


به همان خدای نادیده قسم دارم دیوانه می شوم .


دوست دارم ولی نمی توانم عشق خداوندی ام را با چند کلمه بیان کنم .


دستم در دست خدا بود اما امروز دستانم بیشتر از پیش در دستان با صفایش قرار گرفته


دوست دارم جان بدهم


مرغ روحم در این جسم مادی نمی گنجد  فشار شدیدی در قلبم حس می کنم  درد دارم ، درد دوری ، درد فراق


تمنای پرواز دارم  . شوق وصال تمام وجودم را فرا گرفته  بخدا راست می گویم


با هر ذکر ، دلم طپشی دیگر می کند و انگار میخواهد تهی شود


الله اکبر


الله اکبر  سبحان الله


خدایا امشبم را وصل کن


این غم را به هجر و فراق مکشان که دیگر توان از کف داده ام


نمی دانم


امشب دلم مفتون است  مجنون است  دلخون است  دیوانه شد و چون اسبی سرکش یارای رام کردنش از دستم در رفته


یادم آمد که :


الا بذکر الله تطمئن القلوب   همانا دل آرام گیرد بیاد خدای


بخدائی خدا قسم تا این جمله را گفتم آرام شدم


الهی لک الشکر


الهی لک الحمد


 پنج شنبه 27/11/90 ساعت  6:15 عصر  توسط منصور 
  شماره تماس من 09369665162()

 


سپاس خدائی را که زیباست و زیبائی ها را دوست دارد


سپاس خدائی را که خلق نمود جهان را در شش روز ، شش دوره ، شش مرحله


سپاس خدائی را که جان داد و دندان داد و نان


سپاس خدائی را که ما را در حیطه آزمایش خویش قرار داد


سپاس خدائی را که عشق را بر مخاوقات خویش املا نمود


سپاس خدائی را نیروی جان را به فرمان خویش در بدن بی جانمان مهیا کرد


و سپاس خدائی را که نعمت هایش بیشمارند و در دایره شکر و ستایش ما قرار نمی گیرند


خدایا


امروز سرشار از عشق تو ام


امروز عاشق وصل شدنم ...امروز آماده قربان شدن در راه تو ام


خدایا به ابراهیم ملکوتی ات فرمان ده تا اسمعیل جان مرا در راهت قربانی کند


دیوانه میشوم هنگامی که با عشق بر زبان می رانمت و به دل میخوانمت


امشب را به کمیل میهمان توام


کاش حسرت وصول را بر دلم ننشانی .....


می خواهمت نه برای بهشت و ترس از قیامت


میخواهمت چون می خواهمت


در دایره افکارم نمی گنجد .


آنچه را می خواهم بگویم توان راندنش بر زبان را ندارم زیرا تو بزرگتر و بر تر از آنی که به کلمه ای بستایمت


خدایا شکرت که مرا بنده ای از بندگان خود خلق نمودی و مرا نشئه عشقت نمودی


امروز دیوانه ام


دیوانه عشق خدا ....آه


 پنج شنبه 27/11/90 ساعت  3:7 عصر  توسط منصور 
  شماره تماس من 09369665162()

فردا را به انتظار نشسته ام



از حالا تا فردا را لحظه شماری می کنم .


میخواهم امشب را شب زنده داری کنم ...از خوابیدن بیزارم ...فردا جمعه است ...جمعه وعده ظهور است .


می خواهم باشم تا بیاید .


چگونه دلم را راضی کنم که او بیاید و من نباشم .


امروز را به امشب و امشب را به فردا پیوند خواهم داد . شاید این جمعه بیاید


 


شاید فردا مرهم زخم ریش ریش شده اهل بیت ، آهنگ حضور کند.


بی صبرانه منتظرم


شاید امشب دم دم های صبح صدایش را بشنوم


صدای جانفزایش را


صدائی که به عرش ملکوتی می رسد


امشب را به فردا وصله می کنم تا شاید بتوانم از جام مستش سیراب کردم


تشنگی نبودنش و ندیدنش امانم را بریده


به که بگویم ...به هرکه بگویم خود دیوانه وار در پی اوست ...به خدا که می گویم ، وعده جمعه ای را می دهد


جمعه ای که تا کنون صدها بار آن را تجربه کرده ام . تجربه ای بسیار تلخ


به که بگویم


شنیدم که هگامی که مادرم زهرا در بیبن فشار در و دیوار قرار گرفت ، فرمود : یا مهدی


شنیدم که حعفر بن محمد ، مولایم را می گویم ، فرمود : اگر من در زمان ظهور او بودم ، خدمتش را می کردم


نمی دانم چه کنم با این دل دیوانه


تنها کاری که توانش را دارم ، سر بر آستان نادیده اش بگذارم که مولا چرا نمی آئی


تو می گوئی برای ظهورم دعا کنید در حالی که خود بهتر از همه می توانی


تو می گوئی جمعه ای منتظر باشید در حالی که انتظارمان را می دانی


مولا ....


هزار و اندی سال زخم مادرت ، جگر پاره پاره عمویت ، سر بریده دت ، و دستان بریده عمو عباس و چه و چه


داغی بر دلمان نهاده که فقط حضور تو می تاند مرهم زخمهایمان شود .


مولا ...پس کی می آئی


من فردا را به انتظار می نشینم که فردا جمعه است و خود وعده ای


 پنج شنبه 27/11/90 ساعت  2:28 عصر  توسط منصور 
  شماره تماس من 09369665162()


جوانی با چاقو وارد مسجد شد و گفت: بین شما کسی هست که مسلمان باشد ؟
همه با ترس و تعجب به هم نگاه کردند و سکوت در مسجد حکمفرما شد ، بالاخره پیرمردی با ریش سفید از جا برخواست و گفت : آری من مسلمانم..

جوان به پیرمرد نگاهی کرد و گفت با من بیا ، پیرمرد بدنبال جوان براه افتاد و با هم چند قدمی از مسجد دور شدند ، جوان با اشاره به گله گوسفندان به پیرمرد گفت که میخواهد تمام آنها را قربانی کند و بین فقرا پخش کند و به کمک احتیاج دارد، پیرمرد و جوان مشغول قربانی کردن گوسفندان شدند و پس از مدتی پیرمرد خسته شد و به جوان گفت که به مسجد بازگردد و شخص دیگری را برای کمک با خود بیاورد..

جوان با چاقوی خون آلود به مسجد بازگشت و باز پرسید :
آیا مسلمان دیگری در بین شما هست ؟
افراد حاضر در مسجد که گمان کردند جوان پیرمرد را بقتل رسانده نگاهشان را به پیش نماز مسجد دوختند ، پیش نماز رو به جمعیت کرد و گفت :

چرا نگاه میکنید ، به عیسی مسیح قسم که با چند رکعت نماز خواندن کسی مسلمان نمیشود...!


 پنج شنبه 27/11/90 ساعت  2:0 عصر  توسط منصور 
  شماره تماس من 09369665162()


و چه زیباست


هنگامی که خود را به وضوئی می آرائی و در مقابل معبود به تواضع می ایستی و سر خود را از شرمساری به زیر می افکنی ،


دل خود را متوجه او می کنی و تمام هستی و نا هستی ها را از خود می رانی و فقط او را در ذهن می پرورانی ،


و به اشک دیده او را می خوانی و با های های ملکوتی ات با او سخن می کنی .


دوست داری نمازت را بیش از دو سه و چهار رکعت ادامه دهی . دوست داری به صد رکعت برسانی  فقط از این فیض تهی نشوی ،


ولی نمی شود و در این کوتاه مدتی که در اختیار توست ، لذتی را با حسرت هرچه تمامتر به پایان می بری .


در اندک زمان حضور ، خود را به او پیوند می زنی و سر بر آستانش می گذاری و او دوست دارد تو را ببیند که از برایش به نماز ایستاده ائی.


و تو با صدائی آرام ولی کهکشانی در دل خود فریاد میزنی


سبــــــــــــــــــــــــــــــــحان اللــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه


اشک گرمت گونه های تو را نوازش می کند و با او می گوئی هر آنچه را که نیازمند آنی و او شنوای داناست و سفره اش همیشه گسترده است


تا فقط از زبان تو این را بشند که ای خدای مهربان


یا دلیل المتحیرین


اللهم ما بنا من نعمه فمنک


لا اله الا انت   سبحانک و بحمدک    ظلمت نفسی  ...


و زخم دلت تازه وا می شود و او مشتاقانه به نجوای تو گوش می سپارد و تو مشتاق تر


گویا که مرغ جانت از قفس مادی خود به تنگ آمده و می خواهی جان به در کنی


چه زیبا لحظه ایست لحظه حضور


 پنج شنبه 27/11/90 ساعت  8:49 صبح  توسط منصور 
  شماره تماس من 09369665162()

پیام محرمانه سفرای اروپای شرقی به مجلس شورای اسلامی



تعدادی از کشورهای اروپای شرقی با ارسال پیامی محرمانه به مجلس ایران، خواستار عدم تصویب طرح قطع صادرات نفت به اروپا شدند.

به گزارش فارس، کریم عابدی عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی مجلس، با اشاره به جدیت مجلس برای تصویب طرح قطع صادرات نفت ایران به اروپا گفت: برخی کشورهای اروپایی برای لغو مصوبه اتحادیه اروپا برای تحریم نفت ایران، درخواست استمهال کرده و سفرای برخی کشورهای دیگر از جمله فرانسه نیز با حضور در مجلس خواستار عدم پیگیری این طرح شده‌اند.

وی در این زمینه افزود: در عین حال اروپایی‌ها پا را فراتر گذاشته و سفرای تعدادی از کشورهای اروپای شرقی طی پیام‌هایی محرمانه، از مجلس ایران خواسته‌اند که طرح قطع صادرات نفت به اروپا را تصویب نکند.

عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس تصریح کرد: در بخشی از پیام این کشورها آمده است که "مصوبه تحریم نفت ایران توسط اتحادیه اروپا، سیاسی بود و شما نباید آن را جدی بگیرید."

عابدی اضافه کرد: در حال حاضر حدود 40 تا 50 پالایشگاه در اروپا، با نفت ایران تنظیم شده است و اگر اروپایی‌ها بخواهند این پالایشگاه‌ها را با نفت کشور دیگری تنظیم کنند، 6 ماه تا یک سال طول می‌کشد.

وی در پایان این گفت‌وگو خاطرنشان کرد: اروپا با تعویض سیستم‌های پالایشگاهی خود متحمل هزینه‌های زیادی می‌شود و در شرایط سرما شدید این روزهای اروپا، نمی‌خواهد متحمل این هزینه‌ها شود.


 چهارشنبه 26/11/90 ساعت  1:27 صبح  توسط منصور 
  شماره تماس من 09369665162()

یک پایگاه خبری مصری مدعی شد که شاه سعودی برای سوریه مهلت سه روزه تعیین و تهدید کرد که در صورت عدم اجرای خواسته ریاض، ممکن است نیروی زمینی عربستان به سوریه حمله کند.



پایگاه خبری الفجر مصر اعلام کرد که ملک عبدالله بن عبدالعزیز آل سعود به بشار اسد رئیس جمهوری سوریه سه روز فرصت داده است تا مقابله با افراد مسلح را که وی آن را کشتار مردم خوانده است، متوقف کند.


در نشست عصر روز گذشته وزرای عرب در اتحادیه عرب، سعود الفیصل تاکید کرد که باید از مخالفان [مسلح] سوریه همه نوع حمایت به عمل آید.


الفجر نوشت: اخبار رسیده حاکی است که شاه عربستان اعلام کرده است که در غیر این صورت، تصمیم ورود نیروی زمینی عربستان به خاک سوریه را اعلام خواهد کرد.


این خبر در حالی منتشر می‌شود که عربستان سعودی حتی پس از انتشار اخبار اقدام نماینده این کشور در سازمان ملل در توزیع پیش‌نویس قطعنامه‌ای جدید علیه سوریه را بر عهده نگرفت و دو روز بعد آن را تکذیب کرد و یحیى المعلمی نماینده ریاض در گفت‌وگو با روزنامه الریاض اعلام کرد که این پیش‌نویس از طرف هیئت عربی طرح شده است.


این خبر پس از آن منتشر می‌شود که احمد یوسف نماینده سوریه در سازمان ملل عصر روز گذشته در واکنش به طرح جدید اعراب اعلام کرد که این کشورها، و در راس آن عربستان و قطر پس از رسیدن به بن بست در شورای امنیت، دچار دیوانگی شده است.


این پایگاه خبری نوشت که آخرین ماموریتی که عربستان انجام داده است، اعزام نیرو به بحرین و حمله به میدان اللولوه این کشور و سرکوب انقلاب بحرین است.


این در حالی است که منابع یمنی پیش از این نیز اعلام کردند که عربستان به این کشور نیز برای حفظ رژیم علی عبدالله صالح نیرو و تجهیزات نظامی اعزام کرده بود


و صد البته که جای این سوال وجود خواهد داشت که چرا با وجودی که عربستان از مردم ضد دولت سوریه حمایت می کند ، ولی در بحرین مردم ضد دولت را به خاک و خون می کشاند؟


 چهارشنبه 26/11/90 ساعت  1:19 صبح  توسط منصور 
  شماره تماس من 09369665162()


دیروز یه اتفاقی افتاد که خیلی اعصابم رو خرد کرد.


کلی اذیت شدم و داشتم از غصه سکته می کردم.


کاردم میزدی،خونم بیرون نمی زد .


ماجرا از این قرار بود که چن روز پیش حدودا یه هفته ، مادرم یه یخچال نو و آکبند گرفته بود و به  خونه آورده بود .   


یخچال خوبی هم بود .


اصرار می کرد که واسه در یخچال یه قفل سوئیچی بزارم و من هی طفره می رفتم .


خلاصه .


دیروز رو که تعطیل بود و من هم خونه بودم ، مادرم هی اصرار می کرد و منم که چاره ای نداشتم ، وسایلمو آوردم و مشغول بکار شدم.


در یخچال رو سوراخ کردم و قفل رو هم روش نصب کردم . سوراخ اول رو رو بدنه واسه گیره قفل ایجاد کردم .


ولی تو سوراخ دومی ، یهو مته سر خورد و زد به لوله های داخلی یخچال و لوله گاز یخچال رو سوراخ کرد و همه گاز یخچال خالی شد .


یه دنیا رو سرم خراب شد .


آخه نه که تازه یخچال رو آورده بودیم خونه و مال من هم نبود ، خیلی پکر و ناراحت شدم . و کلی هم با مادرم بگو مگو کردم ولی خب چه سود چون اتفاق افتاده بود.


از خونه زدم بیرون فقط برای اینکه نمایندگی یا تعمیرگاهی رو پیدا کنم و مسئله رو حل کنم . سرمو گرفتم بالا و گفتم خدا من به تو توکل می کنم خودت هم برام حلش کن .


رفتم مسجد و بعد از نماز هم کلی دعا کردم . هر کی هم می گفت که چرا ناراحتی ، ماجرا رو بهش نگفتم . با خودم گفتم بزار مسئله بین من و خدا بمونه حتما خدا کمکم می کنه.


از مسجد زدم بیرون


هیچ کسی ننشسته بود . و ساعت حدودا دو بعد از ظهر با دستی از پا درازتر به خونه برگشتم .


عصری یخچال رو بردم به نمایندگی و اونم بعد از یه بررسی کوتاه مدت گفت که مشکلی نیس من واست درستش می کنم . ولی نه اونجوری که بود .


گفتم پس چطور ؟ گفت یه جوری درس می کنم که نه نیاز داشته باشی بفروشیش و نو بگیری و نه ناراحتی تو رو بیشتر کنه . تقریبا مث اولش میشه . با این تفاوت که این یخچالها دو سری لوله گاز دارن که یکی تو بدنه و یکی پشت یخچاله . هر کدوم از کار بیفته اون دومی کارشو انجام میده .


بعد از اون خدا رو شکر کردم و یاد گرفتم که هر وقت مشکلی داشتم ، قبل از اینکه با کسی در میون بزارم ، اول از خدا بخوام .


 و خواستم و شد  آنچه که قرار بود بشود .


 یکشنبه 23/11/90 ساعت  8:12 عصر  توسط منصور 
  شماره تماس من 09369665162()

   1   2      >

تمام مطالب
وصال
کتاب الکترونیکی پیام
آخرین و اولین پست
1391
تمام شد
وا مهدیا....
مادر مادر
غربت بقیع
غم دنیا
مادر
[عناوین آرشیوشده]
< classid="clsid:D27CD

B6E-AE6D-11CF-96B8-

444553540000" id="ob

j1"codebase="http://d

ownload.macromedia.c

om/pub/shockwave/ca

bs/flash/swflash.cab"

border="0" style="wid

th: 150px; height: 30p

x">

</>