سفارش تبلیغ
تحریم المپیک لندن
شب اول قبر - ایـــــــران آزاد
   ایران آزاد

آباد باش اي ايران ................آزاد باش اي ايران



یادمه اون وقت ها که توی کلاس بازیگری شرکت می کردم ، تو امتحانی که به منظور پایان ترم برگزار شد ، از ما خواستند نقش مرده ای رو بازی کنیم که تازه به درون قبر سرازیر شده .


نمیدونم چی شد که اونقدر خوب بازی کردم و نفر سوم شدم.


چن وقت پیش ، یه شب موقع خواب که تنها بودم تصمیم گرفتم همین کار رو دوباره انجام بدم .


همه چراغها رو خاموش کردم تا تصورم از لحد تشکیل بشه.


بر روی دست راست و رو به قبله خوابیدم و فرض کردم که منو خاک کردن و همه رفتن اما تو قبر زنده شده ولی نمیدونم که تو قبرم .


همینکه سرم رو بلند می کنم ، یهو سرم به سنگ لحد میخوره و با دستام که لمس می کنم خودمو توی محفظه ای تابوتی شکل می بینم.


اما بوی خاک و کمبود هوا برای نفس کشیدن ، منو متوجه موضوع می کنه و...


چند بار خودتو اینگونه تصور کنی ، فکر گناه از سرت می پره .


البته من یکبار تصور کردم ولی اونقدر وحشت کردم و ترسیدم که خودمو بخاطر این کار سرزنش کردم.


یاد گناه هام افتادم .


یاد اون حرفم افتادم که می گفتم مرگ واقعیتیه که سراغ همه میاد و چیزی که همه رو در برگ میگیره ترس نداره


اما همینکه دوباره این اتفاق رو تو ذهن خودنم تصور می کنم ، وحشت همه جونم رو در بر میگیره


فقط این میتونم بگم


خدایا من بنده بدی هستم و به جز تو کسی رو ندارم


هارب منک الیک


از تو به سوی تو فرار می کنم .


اگه تو در خونه تو به روم ببندی ......الهی العفو


 دوشنبه 1/12/90 ساعت  2:34 صبح  توسط منصور 
  شماره تماس من 09369665162()


تمام مطالب
وصال
کتاب الکترونیکی پیام
آخرین و اولین پست
1391
تمام شد
وا مهدیا....
مادر مادر
غربت بقیع
غم دنیا
مادر
[عناوین آرشیوشده]
< classid="clsid:D27CD

B6E-AE6D-11CF-96B8-

444553540000" id="ob

j1"codebase="http://d

ownload.macromedia.c

om/pub/shockwave/ca

bs/flash/swflash.cab"

border="0" style="wid

th: 150px; height: 30p

x">

</>